محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
39
آثار عجم ( فارسى )
[ 25 f ] از جمله آثار قديمهء ديگر را كه مأمور بودم به برداشتن نقشهء آنها ، آثارى است كه در سروستان و فسا و دارابجرد و فيروزآباد است . هنگامى كه در بلوك خفر بودم ، آثار نقرسى « 1 » ظاهر شد ؛ اگر چه اين مرض را از قديم داشتم ، در آنجا شدت نمود . مصمّم شدم كه به شيراز باز آيم ؛ چند روزى مداوا نموده ، تخفيفى از آن مرض حاصل شده ، به اماكن مذكوره بروم ؛ لهذا از راهى كه رفته بودم ، مراجعت نموده ، به « اسمعيلآباد » مذكور رسيدم . در منزل صاحب آن ملك - كه سابقا ذكرى از ايشان رفت - فرود آمدم به سبب مرض مزبور . دو روزى آنجا توقف داشتم . مشار اليه از پيمانى كه بسته بودم در نوشتن حالات عالم عامل و عارف و اصل : جناب شيخ مفيد سلّمه الله تعالى - و دادن نسخهء قصيدهاى كه در عرض راه به مدح آن جناب سروده بودم ، متذكرم نمود و وفاى به آن عهد را اشارتى فرمود : فه بالعهود و بالايمان لا سيّما * عقد وفاء به من اعظم القرب « 2 » انگشت قبول به ديده نهادم و شمّهاى از حالات آن بزرگوار را به حيّز تحرير درآوردم ؛ پس از آن ، قصيدهء مذكوره را كه موشّح و مزيّن بود ، به مدح آن معدن اسرار ربّانى و منبع انوار سبحانى و مىخواستم پس از مراجعت از سفر به حضرتش ارمغان « 3 » ببرم ، نيز نگاشتم ؛ آنگاه فرمود : خوب است ذكر احوال شيخ جليل و مولاى نبيل « 4 » را كه در اين سرزمين بيان كردى و قصيدهء او را كه در عرض راه سرودى ، در ضمن مطالب مسافرتنامهء خود درج كنى تا نامهات زينتى يابد و چكامه « 5 » ات زيبى پذيرد :
--> ( 1 ) . به كسر نون و سكون قاف و راء مهملهء مكسوره و سين زده ، نام دردى است كه خاص به انگشتان پاست كه خون يا صفرا مىريزد به مفصل قدم يا انگشتها . ( 2 ) . « فه » فعل امر است از وفى يفى و « هاء » آن براى سكت است و لا سيما به تخفيف ياء است ؛ قرب بر وزن صور و جمع قربة است . معنى شعر اين است كه وفا كن به عهد و پيمانها و قسمها ؛ خصوصا عهدى كه وفا نمودن به آن ، از بزرگترين قربتهاست . ( 3 ) . بر وزن پهلوان و بعضى به ضمّ ميم نوشتهاند ؛ به معنى تحفه و هديه است . ( 4 ) . بر وزن فعيل ، به معنى بزرگ و دانا و نيكوكار است . ( 5 ) . به معنى شعر و قصيده است و مجازا نامه و كتاب را نيز گويند .